حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران

اکتبر 1, 2009

توافقات دولت نامشروع احمدی نژاد نه اعتبار حقوقی دارد و نه قابليت اعتماد برای جهان

Filed under: بيانيه های حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران — Iranian Lawyers for the Green Movement @ 6:10 ق.ظ.

Download in pdf: Bayaniyeh_Negotiations 02

در انعقاد معاهدات بين المللی، نهايتاً اين کشورها هستند که انجام تعهدات را بر عهده دارند نه دولت ها. يک نتيجه منطقی اين حرف اين است که يک کشور اساساً صرفنظر از تغيير دولت هايش، بايد پايبند به تعهدات بين المللی خود باشند. اما نتيجه منطقی غيرقابل تفکيک ديگر اين است که مقامات دولتی امضاء کننده اين معاهدات بايد بطور صحيح و مشروع از سوی کشور خود ماذون باشند. در غير اين صورت، رضايت ابراز شده از سوی دولت نامشروع که نماينده ملت خود نيست معيوب است.

بخشی از اخبار و اسناد تقلبات سازمان يافته و گسترده در انتخابات و کودتای خونين پس از آن که با سرکوب مردم، دستگيری های غيرقانونی، شکنجه، تجاوز جنسی به معترضان و کشتار آنان همراه بود را جهانيان از طريق رسانه های گروهی و گزارشات سازمان های رسمی حقوق بشری ديدند و شنيدند. همگان ديدند که چگونه آقای خامنه ای در سخنرانی نماز جمعه خود قبل از بررسی اعتراضات قانونی کانديداهای معترض، صريحاً وجود تقلب را انکار کرد. همچنين نهادهائی چون شورای نگهبان که طبق اصل 99  قانون اساسی ايران وظيفه رسيدگی به شکايات مربوط به انتخابات را بر عهده دارد، اسناد و مدارک معترضان را ناديده گرفت و در مورد آنها تحقيق و بررسی کافی به عمل نياورد. همه شاهد بودند که چگونه رئيس و اغلب ديگر اعضای اين شورا که بايد در انتخابات بی طرف باشند، در قبل و بعد از انتخابات برای احمدی نژاد علناً تبليغ نمودند. کودتاگران هم به قصد از بين بردن اسناد و مدارک تخلفات، در چند مرحله به ستادهای کانديداهای معترض و منازل فعالين اين ستادها يورش بردند و شهود اين تخلفات و جنايات بعدی کودتاگران را دستگير کردند يا تحت تعقيب غيرقانونی و تهديد قرار دادند. امروز ادعای عدم اطلاع از اين وقايع فجيع و نقض آشکار مهمترين قواعد قانون اساسی ايران در انتخاب رئيس کشور (که بدون شک يکی از مصاديق بارز مشمول ماده 46 عهدنامه حقوق معاهدات 1969 وين است) و ادعای ناآگاهی از عدم مشروعيت دولت احمدی نژاد، از سوی هيچ کشوری پذيرفته نيست.

احمدی نژاد نماينده مردم ايران نيست و نمی تواند بيان کننده اراده و رضايت کشور در عرصه بين المللی باشد. معاهداتی که دولت نامشروع احمدی نژاد در دوران تصدی خود با ساير کشورها از جمله روسيه يا کشورهای غربی منعقد نمايد، نمی تواند موجب ايجاد تعهد، و در نتيجه مسئوليت بين المللی، برای ايران شود. اگر چه ممکن است احمدی نژاد، با لجبازی بيمارگونه بر مواضع خود در موضوع هسته ای همچنان اصرار ورزد، اما محتمل تر آن است که وی برای اجرای افکار شيطانی و ماليخوليائی خود برای رسيدن به آرماگدون مذهبی عليه انسانهای غير مسلمان، از روی مصلحت دست به انعقاد معاهداتی در خصوص مسائل هسته ای بزند تا برای خود وقت بخرد. از آنجا که ملت ايران به خوبی و عميقاً جريان باند احمدی نژاد را می شناسد و می داند که به زودی عدم پايبندی اين دولت نامشروع به تعهدات بين المللی، به تلخی و به صورت هولوکاستی ديگر برای همه جهان روشن خواهد شد، برای ثبت در تاريخ صريحاً اعلام می داريم نبايد بابت توهمات، خوش باوری ها و فرصت طلبی های برخی کشورها هيچگونه مسئوليت بين المللی را متوجه ملت ايران بدانيم و با احترام، به تمام رهبران جهان از قبل در اين زمينه هشدار می دهيم. دولت نامشروع احمدی نژاد قابل اتکاء و اعتماد نيست. راه حل مسئله اتمی ايران نيز، انعقاد معاهده با اين دولت فريبکار نيست. راه حل، حذف سايه شوم تفکرات ماليخوليائی اين باند مخوف، و شفاف سازی کامل و اعتمادسازی جهانی توسط دولت مشروع جانشين، نسبت به صلح دوستی ايران است.

ما درک می کنيم که دولت نامشروع احمدی نژاد برای برخی دول، بهترين گزينه برای مذاکره و عقد قرارداد است چرا که با توجه به بحران مشروعيت داخلی و مقبوليت بين المللی اش، حاضر است به هر تمهيدی دست بزند تا خود را از بحران نجات دهد و در اين راستا از دادن هر امتياز غير عادلانه و نامعقولی خودداری نخواهد کرد. نمونه آن باج هائی است که تا کنون در دريای خزر و ساير موارد به روسيه داده است و به طور مستمر توسط آحاد ملت ايران مورد اعتراض قرار گرفته است. متاسفانه فشارهای سياسی و اقتصادی گوناگون که توسط برخی از کشورهای غربی حتی فراتر از مصوبات شورای امنيت سازمان ملل بر همين دولت نامشروع آمده است نيز مزيد بر علت است تا اين دولت نامشروع، آمادگی بيشتری برای تن در دادن به تعهداتی در عرصه بين الملل پيدا کند. تحميل چنين تعهدات بين المللی، غيرعادلانه بوده و با روح بند يک «اعلاميه مربوط به ممنوعيت فشار نظامی يا سياسی يا اقتصادی در زمان انعقاد معاهده«، در پيوست عهدنامه معاهدات 1969 وين، نيز در تعارض است.

از همين رو، برای ملت ايران نبايد مسئوليت بين المللی در خصوص معاهدات منعقده توسط دولت نامشروع احمدی نژاد، و مهمتر از آن نقض تعهدات بين المللی توسط دولت وی قائل شد، و پس از به روی کار آمدن دولت مشروع در ايران (که برای تحقق آن، جان بر کف در حال جدال است)، حق بازبينی معاهدات مذکور برای ايران محفوظ است و به کشورهای جهان اعلام می داريم که در روابط خود با اين دولت نامشروع، اين نکته را مد نظر داشته باشند. دولت نامشروع فعلی چندان دوامی نخواهد داشت.

جمعی از حقوقدانان ايرانی

هشتم مهرماه 1388

بازگشت به صفحه اصلی

بازگشت به صفحه اصلی

Advertisements

4 دیدگاه »

  1. اين را به 1 + 5 بگوئيد.

    دیدگاه توسط مرتضی — اکتبر 6, 2009 @ 7:50 ق.ظ. | پاسخ

  2. این ها چه حقوقدانانی هستند که از الفبای حقوق بین الملل بی اطلاع اند لطفا آبروی حقوق و حقوقدانان را حراج نکنید و حرف خود با نام خود بزنید نه با نامی که شایسته آن نیستید.

    دیدگاه توسط مدرس حقوق — اکتبر 29, 2009 @ 4:41 ق.ظ. | پاسخ

    • سلام دوست بی نام ما،

      خوب بود می فرموديد که کجای مباحث ما «از الفبای حقوق بين الملل» به دور است. برای ما عجيب است که شما که «مدرس حقوق» هستيد يا حداقل اين نام را برای هويت خود انتخاب فرموديد، حتی يک استدلال برای فرمايش خودتان نياورده ايد. اين طرز رد يک مطلب با کدام قاعده حقوقی داخلی يا بين المللی منطبق است؟

      در هر حال، اگر کامنت های دوستان و پاسخ های ما را ملاحظه بفرمائيد تصديق خواهيد فرمود که ما از هر گونه نظر اصلاحی مستدل استقبال می کنيم، و نظرات مستدل شما نيز از اين قاعده مستثنی نيست.

      با احترام،
      حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران

      دیدگاه توسط حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران — اکتبر 29, 2009 @ 12:49 ب.ظ.

  3. زمانی که یزید با یک روی کار آمدن متقلبانه، حکومت اموی را بدست گرفت اولین کاری که بود این بود کسانی که با وی بیعت نکرده و در برابر این انتخاب غیرقانونی و غیرشرعی اعتراض نموده بودند را شدیداً سرکوب کرد.
    نتیجه این شد که بسیاری از علویان ، مورد تعقیب و اسارت و زندانی شدن قرار گرفتند. من جمله امام «حسین». و لذا جنبش سبز «حسین» را باید جنبش علوی در برابر کاخهای بیداد و ستم سبز یزیدیان دانست.
    یزید و خلف وی معاویه که حکومت نامشروع خود را با نیرنگ و تقلب و حیله بدست آورده بود.
    برخی معتقدند که وضعیت امروز ما نیز چنین است یعنی جنبش سبز «حسین» در برابر جنبش سبز یزید قرار گرفت است که با توسل به حاکمیت یک صدایی «رسانه ای» صدای واقعی مردم را خاموش کرده است.

    و همانگونه که یک نفر نیز اخیراً اظهار داشته «همین عملكرد رسانه ای بود كه موجب شد صدای چند نفر «متقلب» و زور گو بلند تر از صدای میلیون‌ها نفر از ملت ایران نشان داده شود (رئیس سازمان بسیج!!!)»
    بواقع باید در باره این متقلبین که در برابر رای واقعی مردم ، عمل کردند و شناخت و شناساند. لذا باید شعار واقعی را سر داد که:
    ما اهل کوفه نیستیم —- «حسین» تنها بماند

    دیدگاه توسط n — نوامبر 3, 2009 @ 3:25 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: